واقعیت ندارد ؟ یا دوباره باز تکرار شده است ؟ هیچ چیز به درد نخور وجود ندارد نمی خواهی ؟ این واقعیت یعنی زمان شروع به هر هدفی یا هر چیزی می خواستی نیست ؟ ادامه مطلب ...
چرا باید ؟ زمان را صرف ؟ چرا باید یک چیزی این قسمت نوشته شود ؟ همیشه واقعی فکر می کردم ؟ باید یک کارهای معمول را انجام شود ؟ یک کاری مفید ؟ وقتی بعضی و قتها با ابزار باید فکر کنی ؟ یعنی دست خالی نباید ؟ فکر کنی ؟ ادامه مطلب ...
خیلی هزینه داده ای ؟ نباید این کارها را اینطوری انجام می دادی ؟ نباید ؟ کار کنی ؟ امکان دارد ؟ کارها را خوب انجام ندهی ؟ امکان دارد ؟ ادامه مطلب ...
یک روز بلاخره این توان را ازدست خواهی داد ؟ دیگر تایپ نمی کنی ؟ دیگر حوصله ات سر نمی رود ؟ دیگر قفل نیستی ؟ همه چیز برای تو فرق نمی کند ؟ آن روز کامل از کار افتاده شده ای ؟ یک چیزی مثل امروز در آن هستی ؟ یعنی هنوز فکر می کنی؟ حرکتی داری اما بی استفاده تر از قبل شده ای ؟ ادامه مطلب ...
توضیح این مرجع نیست ؟ همه اش از فکر خودم بود ؟ شاید بی شباهت به بعضی از چیز ها نباشد ؟ ببینید ؟ چقدر حرفه ای هستم ؟ یک نوشته ای ؟ چند تا پستی ؟ اینجا قرار داده بودم ؟ بعد از چند سالی ؟ اطلاع داشتم ؟ یک اینجور چیزی وجود دارد ؟ ادامه مطلب ...